تبلیغات
made in germany - خیانت ۲

خیانت ۲

نویسنده :Ben jager
تاریخ:سه شنبه 30 تیر 1394-10:59 ق.ظ

 بن از سمیر و جنی و هارتموت عذرخواهی کرد و   از کروگر درخواست مرخصی به بهانه های اینکه   حال و هواش عوض میشه ومدتی بی حوصله بوده 

 به سفر رفت  در رمان نبودش جنی جاشو پر کرد و   سمیر به دیدن  سیمای رفت و تمام ماجرا رو متوجه شد  یه هفته مرخصی بن تموم شد و روز برگشت بن نیومد 

 یه روز گذشته از تاریخ برگشت بن هم کروگر پیگیر شده هم  سمیر

  ظهر بود که با کروگر تماس گرفتن و کروگر   به اتاق سمیر  رفت و گفت  گرکان از بیمارستان وونکور کانادا تماس گرفتن. یگر درحین عمل جراحی 

توبیمارستان دزدیده شده  پلیس در حال بررسیه  ظاهرا چند نفر وارد اتاق عمل شدن و  همه ی پزشک ها رو به قتل رسوندن  طبق گزارشاتی که فکس 

کردن  یگر تونسته قبل اینکه عمل جراحی بشه  بیهوشی کامل برسه  سوند  ( وسیله برنده ی   پزشکی در جراحی)رو داخل پای یکی از  این افراد کرده و از طریق خون ریزیش پلیس 

یه ردی پیدا کرده

سمیر بن که عمل جراحی نداشت رفته بود حال و هواش عوض بشه 

کروگر گزارشات پزشکیش نشون میده برای عمل چشماش رفته بود ظاهرا مصرف بیش از حد قرص ها تاثیر بدی گذاشته 

سمیر من باید برم پیش بن باید برم کانادا

کروگر گرکان تو برو وسایلت رو اماده کن سوزانه دو تا بلیط بگیر منم اداره رو میسپارم به دیته

سمیر و کروگر با اولین پرواز خودشون رو  به کانادا میرسونن  و بعد از جابه جایی تو هتل پیش پلیس کانادا میرن   البته با مترجم 

لوید رییس پاسگاه  بعد از احوال پرسی  با کروگر و سمیر  گفت

ما برای پیدا کردن  سر نخ تمام تیممون رو برای اتاق عمل فرستادیم و حتی رده ی خون و با انجام ازمایش دی ان ای  متوجه شدیم  که فردی بنام  مارکوس  بایانا

 که یک دورگه ترکی المانی هست  توسط اقای یگر زخمی شده  حالا با وجود گزارش شماره پاک توسط مردم در جستجوی ماشین بودیم که الان خبر دادن 

ماشین از ته یه دریاچه پیدا شده و ما دنبال سر نخ هستیم

کروگر خواستار همکاری   با پلیس کانادا شد و  لوید هم موافقت کرد لیست کسانی که با بن مشکل داشتن هم  فکس کردن ولی هیچ کمکی نکرد   و دستگاه اطلاعات  مختل شد و هارتموت از رایانه شخصیش برای کروگر قول داد  ایمیل کنه جنی و دیته برای صرف ناهار  به همون رستوران ترکی مورد علاقه سمیر و مورد تنفر بن رفتن 
 مدیر رستوران منو به دست  جنی داد و خوش امد گفت و. بعد پیش خدمتش رو صدا زد. سیمای اما صدایی نشنید  جنی بیشتر توجه اش جلب شد 
  بخاطر تنفر بن و ...
مدیر رستوران  رفت در اشپز خونه رو باز کرد وگفت سیمای مگه نمیشنوی مشتری اومده   خانواده بایانا  چرا انقدر بی نظم شدن ان از برادرت که  رفته سفر و 
جنسای اشپزخونه و خریدش مونده اینم از تو که دو هفته اس هواس پرتی 
جنی با شنیدن خانواده بایانا   سریع گوشیش رو برداشت و بیرون رفت  دیته هم دنبالش   مدیر رستوران جلو اومد و گفت ا ببخشید ...
جنی فقط زنگ میزنیم و بر میگردیم 
جنی زنگ زد و  موضوع به سمیر گزارش داد و دیته متوجه موضوع شد  بعد به رستوران برگشتن غذا سفارش دادن و  تمام مدت سیمای رو زیر نظر گرفتن و منتظر دستور کروگر شدن 
همزمان با شنیدن این خبر کروگر دستو داد که سیمای دستگیر بشه   سیمای رو برای بازجویی به  پاسگاه بردن ولی پلیس کانادا خواستار  انتقال سیمای به  کانادا شدن 
و به همراه جنی و چند محافظ دیگه با توجیه کردن. سیمای به کانادا بردن 
سمیر و کروگر تو اتاق باز جویی بودن و سمیر گفت ببین سیمای ما همشهریم من کمکت میکنم بگو بن کجاست. من میدونم برادرت اومده کانادا ولی نقشه انطور که خواسته 
خوب پیش نرفته و  بن براش دردسر درست کرده 
سیمای برادرم دنبال انتقامه من دنبال جبران گذشته  من فقط بن رو میخوام  باید یه چیزایی رو بگم 
سمیر خیلی خب کمکمون کن تا بن رو پیدا کنیم 
سیمای دستشو رو سرش گذاشت و گفت باید به برادرم زنگ بزنم
سمیر افرین فقط انقدر طول بده تا  بشه رد یابیش کرد 
سبمای با برادرش تماس گرفت سیمای  با ارامش مصنوعی 
الو مارکوس 
مارکوس سیمای  مگه نگفتم زنگ نزن
سیمای داری چه غلطی میکنی من دارم سگ دو میزنم و تو  گورتو گم کردی ومعلوم نیست کجاییی 
کروگر سیمای رو با اشاره  به ارامش دعوت کرد 
مارکوس به تو ربطی نداره  به خودم مربوطه
سیمای هر کجا هستی زود برگرد  خریدای  رستوران افتاد ه گردنم و  رییسم غر میزنه 
مارکوس خیلی خب به خودم ربط داره. و قطع کرد 
سیمای به سمیر گفت  دو ماهه اومدیم المان  مارکوس در به در دنبال بن بود حتی وقتی فهمید من دو هفته پیش ملاقاتش کردم و ان بنو توی رستوران دید و گفت انتقامم رو میگیرم


نوع مطلب : story of alarm fur cobra11 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
jodeegoes.blog.fc2.com
جمعه 13 مرداد 1396 10:34 ب.ظ
Post writing is also a fun, if you be familiar with then you can write otherwise
it is difficult to write.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:10 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from
PHP. I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on a number of websites for about a year and am
nervous about switching to another platform. I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress posts into it?

Any help would be greatly appreciated!
هدیه
دوشنبه 5 مرداد 1394 12:38 ب.ظ
خیای عالیه مرسی گلم
پاسخ Ben jager : ممنون از شما
چهارشنبه 31 تیر 1394 11:20 ب.ظ
به این میگن داستان اینقدر زیاده و عالی با کیفیت خوب نه داستانای دیگه که چهار خط دارن
پاسخ Ben jager : مرسی از شما
Fatemeh
چهارشنبه 31 تیر 1394 10:29 ب.ظ
واقعا داستانات حرف ندارن گلم ممنون فقط خواهشا زود ادامشو بزار مرسی
پاسخ Ben jager : ممنون از شما چشم
زهره صابری
چهارشنبه 31 تیر 1394 02:32 ب.ظ
سلام مممون بابت داستان زیباتون دامش رو کی میزارین
پاسخ Ben jager : امروز گذاشتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر