تبلیغات
made in germany - ناخواسته3

ناخواسته3

نویسنده :Elsa Beck
تاریخ:شنبه 17 مرداد 1394-12:46 ب.ظ

سمیر و کروگر به شرکت مدلینگ کروز رفتن و با مدیر شرکت ملاقات کردند

رییس شرکت خانم مسنی بود به اسم انا کروز  وقتی سمیر و کروگر موضوع رو به خانم کروز اطلاع دادن خانم کروز در حالی که به جعبه قرص

ها نگاه میکرد گفت شما ادرس اینجارو از کجا اوردین

کروگر از اینترنت و اداره ثبت مکان و مجوز شما

انا کروز خب   خیلی اومدن اینجا و به ما گزارش دادن  که  داروهای ما باعث این اتفاق بوده

سمیر چرا سعی نمیکنین  با این همه شکایت دست از این کاراتون بکشید

انا کروز افرین چرا سعی نمیکنیم ؟؟؟؟؟؟؟ اصلا چرا دستگیر نشدم ؟؟؟؟

کروگر و سمیر بهم نگاه کردن  خانم کروز  نگاهشو از قرص ها  گرفت و گفت من سر پرستی یه دختری رو به عهده گرفته بودم

که از دختر نداشته ام بیشتر دوسش داشتم نمیخواستم  که با بدست اوردن این همه پول قدر نشناس باشه میخواستم خودش زحمت بکشه

تا قدر این همه اموال رو بدونه و متاسفانه اون این موضوع رو نفهمید و دست به سرقت اموالم زد و من توی یه درگیری لفظی

 از شرکت و خونه اخراجش کردم و  حدود 5 ماهه که داره از اسم من سو استفاده میکنه و همه ی این اتفاقات بخاطر دوست پسرشه من

میدونم که دخترم تحت تاثیر ان پسر قرار گرفاه تا الان 100 پرونده شکایتی داره

سمیر چرا تا الان دستگیر نشده

انا کروز من نتونستم اجازه بدم که اذیت بشم تا الان تقریبا همه رو راضی کردم و  پای شرکت من وسطه

سمیر بلند شد و گفت پای ابرو و دخترتون وسطه ولی جون هزارتا جونه دیگه که با هزار امید و ارزو اومدن  تا موفق  بشن چی ؟؟؟؟؟؟

نمونه اش همکار من که پلیسه  و مجبوره همین طوری درد بکشه

انا کروز نگاهی به  سمیر و کروگر کرد و گفت طمع.... نباید هر کسی گرفتارش بشه

سمیر خودتونو بزارین جای پدر و مادرایی بقیه چ حالی میشین تا دیروز موفقیت بچتونو جشن بگیرین ولی فردا با وضع بد تو تخت خوابش پیداش کنین و بیمارستان بگن بچتون مواد مخدر مصرف میکنه

انا کروز توی شکایت ما فقط بخاطر  تقلبی بودنه مواد بوده نه مواد مخدر

================

بن رو به کلینیک بهداشتی انتقال داده بودن همه علائم بن خوب بود ولی تنفسش مشکل داشت بخاطر همین اکسیژن مصرف میکرد سمیر و کروگر وارد اتاق شدن  سمیر نزدیک تخت بن رفت و دستی به موهای بن کشید و گفت چطوری رفیق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بن به سختی ماسک اکسیژن رو برداشت و گفت  سمیر  من چم شده چرا هیچ کس حرف نمیزنه

سمیر ماسک بن رو روی صورتش گذاشت و گفت  بن اروم باش من برات میگم فقط بم باید درست و حسابی جواب بدی وسطشم نپری

 بن با سرتکان دادن حرف سمیر رو تایید کرد سمیر  خب ببین من اومدم خونه ات و تو تو تخت خوابت  حسابی عرق کرده بودی و ناله

میکردی و  من اوردمت بیمارستان تو رو بردن ازمایش و این حرفا سوزانه و جنی منو به شک انداختن که بن از این مکمل ها میخورده

اینطوری میشده و بعد منم مکملاتو دادم هارتموت گفت مورفین داشته توش یعنی مواد مخدر بن

بن ماسسکشو برداشت و گفت میدونم مورفین چیه ولی من قبلا هم مصرف میکردم اه مورفین که نمیتونه اینکارو بکنه

سمیر ماسک بنو گذاشت جلوی دهن بنو گفت من گفتم وسطش نپر بن  میدوونم میدونی مورفین چیه

کروگر گگفتی قبلا مورفین مصرف میکردی  با دستور پزشک بوده ؟؟؟؟

بن ماسکشو برداشت و گفت اره پزشک بهم گفته بود

 سمیر ماسک بنو گذاشت روی دهنش و گفت  بن  الان مورفین تو بدنه توئه یعنی الان اعتیاد پیدا کردی 3 ماهه

بن ماسکو برداشت  گفت چی؟؟؟ اعتیاد به مورفین ؟ چرا متوجه نشدم  خدایا

سمیر کم کم به بدنت رسیده و تو هم که همش یادت میره یکارو سر ساعت بکنی

بن با ماسک بازی کرد وگفت سمیر مناصلا مکملارو نمیگم من همیشه یادم میرفت بخورم زمانی که جولیا میفهمید

 عصبانی میشد تو باشگاه یا اتلیه یا تو تمرین خودش بهم میداد

سمیر جولیا کیه؟؟

کروگر جولیا کروز

بن سرشو تکون داد و سمیر اهی کشید

 

 

 

به عشق شما ها زیاد نوشتم ولی نپرسین کی ادامه رو میزارم من زود به زود اپ میکنم فقط خواهشا  نظراتتون رو بابت داستان بگین



نوع مطلب : story of alarm fur cobra11 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sierraingersol.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 10:59 ب.ظ
It's an remarkable post designed for all the internet viewers; they will obtain benefit from it I am sure.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:36 ب.ظ
I have to thank you for the efforts you've put in penning this site.

I am hoping to check out the same high-grade blog posts by
you in the future as well. In fact, your creative writing abilities has motivated me
to get my own blog now ;)
مریم
شنبه 17 مرداد 1394 08:39 ب.ظ
مرسی گلم مثل همیشه عالی
پاسخ Elsa Beck : ممنونم مریم جان لطف کردی
Fatemeh
شنبه 17 مرداد 1394 02:22 ب.ظ
داستانت حرف نداره و خیلی عالیه من که گفتم عاشق داستاناتم گلم بازم میگم بی نظیرن، همین طوری ادامه بده
پاسخ Elsa Beck : ممنونم عزیزم واقعا انگیزه ای برام ایجاد میشه که ادامه شو بنویسم
زهره صابری
شنبه 17 مرداد 1394 02:13 ب.ظ
سلام گلم ممون بابت آپ زیبات و داستانت دوست دارم
پاسخ Elsa Beck : سلام ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر