تبلیغات
made in germany - انتقام 3

انتقام 3

نویسنده :Ben jager
تاریخ:یکشنبه 29 شهریور 1394-10:03 ق.ظ

بن و سمیر سارا و جک رو به اداره معرفی کردن ولی پدر و مادر سارا به پاسگاه نیومدن و بهانه های کاری اوردن و وکیل خانوادگیشونو فرستادن
جک هم  ادعا کرد خانواده ای ندارد  ولی سوزانه با ناپدری جک تماس گرفت و با تعهد و صحبت های وکیل  راضی شدن ک بچه ها رو تا روز دادگاه ازاد کنن
پدر جک که خیلی عصبانی بود زودتر از جمع خارج شد و جک رو با خودش برد و   هم با وکیلشون خارج شد
سمیر هم بن رو دلداری میداد که کار درستی کرده و قانون برای همه یکسانه
وکیل خانوادگی سارا رو سرزنش میکرد و به سمت ماشین میبرد :سارا این کارت اصلا درست نیس تو از خانواده ی اصیلی
وقتی درو بتاز کرد سارا پشت سرش نبود برگشت کامل و داد زد سارا سارا سارا و به پاسگاه برگشت تا بن رو مطلع کنه
سارا دنبال جک و پدرش رو گرفت و تا پایین شهر دنبال اونا رفت میدونست که منظور جک وقتی تو خونه بودن از اونا اومدن سراغم
پدرش بود  پدر جک .جک رو پرت کرد داخل اتاق و شروع به زدنش کرد و همه این ها بخاطر لو رفتن فروش مواد بود پدر جک خودش جک روبه فروختن مواد وادار میکرد
و اگه جک گوش نمیکرد پدر جک  مادر جک رو که بیمار بود اذیت میکرد
سارا از پشت پنجره شاهد ماجرا بود و محکم میکوبید به شیشهکه دست از سر بن بردار ولی .....
ناپدری جک با عصبانیت به بیرون خونه رفت و سارارو برد داخل اصلا به گریه ها و جیغای سارا توجه نمیکرد و اونو توی اتاق جک حبس کرد
پدر جک میدونست که سارا از خانواده ثروتمنده پس با مادر سارا تماس گرفت و ادعا کرد سارا رو دزیده و سارا رو در اعضای پول تحویل میده

شب بن از پاسگاه خارج شد و با سمیر درباره ی اینکه  اگه ایدا هم مثل سارا رفتار کنه و سمیر ایدا رو پرورشگاه میفرسته حرف میزدن و میخندیدن که
مادر سارا بن رو صدا زد
جولیا: بن
بن به طرف صدا برگشت

جولیا باید باهم حرف بزنیم

اتاق کاری بن و سمیر :
سمیر لیوان اب رو دست جولیا داد و
بن گفت راستش زن عمو همه این داستانی که گفتم بهتون درباره ی سارا درسته ولی شماهم مقصرین که ولش کردین
جولیا سری تکون داد و در حالی که گریه میکرد گفت مسئله این نیست  بن یه نفر زنگ زد و گفت سارا رو دزیدن
بن چی؟
جولیاا بن باورت نمیشه ازم پول میخواد گفته هیچ کار نکنم و به پلیس چیزی نگم من پول رو اماده کردم قراره زنگ بزنه
بن ببینین  بهترین کار این بود که پیش من اومدین ولی ما باید بدونیم که کجا میرین و از شماره اونا پیداش کنیم
 سمیر بهتره یه سر به هارتموت بزنیم برای یه جی پی اس
بن اره فکر خوبیه
=================================
صبح روز بعد جولیا با پول ها اماده شد  بن از هارتموت جی پی اس رو گرفت و توی لباس  جولیا جاسازی کردن  ناپدری جک تماس گرفت بن ازش خواست تا حرفاشو کش بده تا بشه ردیابیش کرد
ناپدری جک : پولا حاضره ؟فک نکنم براتون سخت باشه جور کردنش
جولیا حاضره حاضره فقط میخوام صدای دخترمو یه بار دیگه بشنوم
ناپدری جک صب کن
صدای جیغ  سارا و داد جک بلند شد و بعد  تلفن قطع شد
بن و سمیر میخواستن باهم حرف بزنن که هارتموت دستش رو بالا گرفتو گفت  هیجانی نشین صدای پاش یعنی مسیر طولانی رفته بود  و  تونستم ردیابیش کنم طرف خیلی ناشیه  خب حالا بگین
سمیر پدر جک بود صداش  لرزش صداش وقتی داشت از شرمندگیش میگفت
بن شماره مامان سارا رو از کجا اورده
جولیا از روزنامه اخر هفته نوبت خیره بود عکسای مراسم و کسایی که خیرن تماس میگرفتنکه زنگ زد و گفت خیر دخترم
جولیا زد زیر گریه و بن بهش دستمال داد  بن و سمیر وگروه ویژه پلیس به سمت خونه نا پدرجک رفتن با صدای اژیر پلیس ناپدری جک  سارا رو گرفت و شروع به دویدن کرد جک هم تو اتاقش زندانی بود  همون طور به سمت کلبه ای که یکم از خونه اش دوربود رفتن و سارا رو هل داد تو و سارا چوب شومینه رو برداشت و به سمت ناپدریجک حمله میکرد این درگیری ادامه داشت تا  سارا با ضربه  ناپدری جک  افتاد و سرش خورد به چراغ نفتی چراغ افتاد و  همه جا بنزین شد
وقتی ناپدری جک داشت از پنجره بیرون رو نگاه میکرد سارا بلند شد ولی گیج بود و افتاد زمین دوباره وقتی پلیس نزدیک شد ناپدری جک میخواست که پلیس سرگرم سارا بشن فرار کرد و قبلش کلبه رو اتیش زد سارا جیغ میزد و بن و سمیر با دیدن دود به سمت کلبه رفتن بن میخ.واست سارا رو نجات بده اما دیر بود سارا سوخت تو اتیش و گروه پلیس ویژه  ناپدر جک در حین فرار با برخورد چند تیر از دستت داده بودن و ........................


پایان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get rid of Achilles tendonitis?
شنبه 14 مرداد 1396 11:14 ب.ظ
all the time i used to read smaller articles that also clear their motive, and that is also happening with this post which I am reading at this place.
abrasiveleash3445.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 11:21 ق.ظ
Post writing is also a fun, if you be familiar with after that you can write or else
it is complicated to write.
janettemareno.wordpress.com
یکشنبه 8 مرداد 1396 07:05 ق.ظ
Everything is very open with a clear explanation of the issues.
It was truly informative. Your website is very helpful.
Thanks for sharing!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:11 ق.ظ
Thanks on your marvelous posting! I certainly enjoyed reading it, you could be a great
author.I will always bookmark your blog and definitely will come back at some point.
I want to encourage one to continue your great work, have a nice evening!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 08:02 ب.ظ
Hi everyone, it's my first pay a visit at this web site, and article
is really fruitful in favor of me, keep up posting these types of posts.
فاطمه
شنبه 10 بهمن 1394 01:27 ق.ظ
سارا سوخت؟؟؟!!!!! اقا این چه پایانی بود. سارا سوخت؟؟؟؟؟؟؟انتظار هر چیزی رو داشتیم غیر این. اخه سارا سوخت؟؟؟!!!!!
زهره صابری
یکشنبه 10 آبان 1394 07:55 ب.ظ
سلام السا خانوم چه طوری چه خبرا راستی میشه آدرس جدید وبت رو به ایمیلم بفرستی ممون میشم
مریم
سه شنبه 31 شهریور 1394 04:57 ب.ظ
مرسی عزیزم عالی بود
پاسخ Ben jager : ممنونم از شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر